جعفر بخشی بی نیاز (( زندانک )) - حسین عزیز :
وبلاگت واقعاٌ خواندنی است . نوشته هایت رنگ و بویی دارد که کمتر در وبلاگهای دیگر قابل مشاهده است . دوست دارم هر روز نوشته هایی را از تو ببینم که نشان دهد حسین طاهری قزوینی همان پسرک خوش تیپ نشریه مینودر است که هر هفته نوشته هایش علاقه مندان زیادی را به خود جذب می کرد .
مصطفی رسته مقدم - سلام حسین جان
اولاً ازدواجت یا به قول خودت فرآیند "ما شدنت" رو از صمیم قلب و البته با تاخیر بهت تبریک میگم. از طریق خانوم قافله باشی متوجه شدم که وبلاگی جدید راه انداختی و بسیار مشتاق بودم که به وبلاگت سری بزنم، خصوصاً که از ایشون شنیدم که ایده بسیار جالب "کافه وبلاگ" رو در سایت خودت راه انداختی که نماد تضارب آرا و آزادی بیان هست.
پستت در مورد غزه رو خوندم. باید بگم خیلی خوشحالم که در نسل جدید فعالین اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ایران - یعنی نسل من و تو- این عقلانیت رشد پیدا کرده که دیگر مسائل رو مطلقاً سیاه و سفید ننگریم و از دید ایدئولوژیک فاصله بگیریم. با حرفت کاملاً موافقم، اولین درسی که به خبرنگاری که می خواد حرفه ای کارش رو دنبال کنه میدن اینه که در تهیه خبر باید تعصبات فکری و ایدئولوژیک رو کنار بگذاره. در واقع خبرنگار نباید برخودر ارزش با اخبار داشته باشه یا به مانند یک داور و قاضی در موردش حکم بده بلکه باید به مثابه یک چشم و یا آیینه فقط انعکاس دهنده واقعیت باشه. البته بعداً می تونه مثلاً نظر شخصیش رو در مورد واقعه به صورت مقاله بنویسه ولی در هنگام تهیه خبر همچین اجازه ای رو نداره. مخلص کلام این که این کنار گذاشتن نگاه مطلق بین گام بسیار بزرگ و امر نیکو و پسندیده ای هست که امیدوارم به سایر بخش های جامعه هم تسری پیدا کنه. به وبلاگت لینک دادم حسین جان. و همچنین به این مطلبت.