۱- می دانم که وبلاگ نویس خوبی نیستم.حداقل آن که به خوبی واقفم که یک وبلاگ نویس حرفه ای نیستم.حقیقت آن که رسانه ی مکتوب را به نوشتن در فضای مجازی ترجیح می دهم.با این همه در این روزهای خاکستری که روزنامه نگاری عرصه ای بی سنگر است چاره ای جز پناه بردن به این فضای به ظاهر ایمن نیست.
۲- برای همه ی آن هایی که این روزها می پرسند زندگی همراه با تاهل خوب است یا بد همین جا ناچارم پاسخ محافظه کارانه ام را تکرار کنم : زندگی همه جوره اش خوب است اگر به آن خوب نگاه کنی!!
۳- سفر یک روزه ام به روستای دنج زاکله بر در ۱۰ کیلومتری لاهیجان با وجود آن که بهانه ی تلخی چون حضور در مراسم درگذشت پدر همکارم را داشت اما درس آموز بود.روستای زاکله بر در دل یکی از به احتمال زیاد زیباترین و بکر ترین پهنه ی طبیعی شمال کشور واقع شده است.آن جایی که نه اثری از تله کابین ها و مجتمع های تفریحی و مسکونی است و نه از انبوه آدم هایی که در پی گرفتن عکس یادگاری با دار و درخت و آبشار و... و به موازات آن آلودن همه این زیبایی ها هستند.
زیبایی های طبیعی این منطقه اما تنها همه چیز این منطقه نیست.مردم زاکله بر و روستاهای اطراف آن(چون کوره بر و چهلستون) در فقر باور نکردنی ای به سر می برند.صنایع و تولیدات محلی با وجود برجاماندن و آسیب ندیدن منابع طبیعی تقریبا ً وجود ندارد و تنها امید ساکنان به فروش قطعات زمین های خود و یا امید به خرید تضمینی تولیدات چای و برنج شان توسط دولت مرکزی است.
در دل این منطقه رویایی ، تقریبا ً مثل همه نقاط ایران امامزاده ای منسوب به خواهر زاده امام هشتم شیعیان، امام رضا(ع) با سازه ای الوان از چوب شمشاد قد علم کرده است.امامزاده آقا سید ابراهیم شاید یکی از معدود امامزاده هایی باشد که با مقاومت ساکنان بومی توسط سازمان اوقاف و امور خیریه اداره نمی شود.شاید یکی از معدود امامزاده های خصوصی در ایران!
مردم منطقه معتقدند نوشن عریضه و ارائه به پیشگاه امامزاده سید ابراهیم گره گشای مشکلاتشان است.این گونه است که می شد عریضه های محلی ها را در جای جای امامزاده یافت.در یکی از عریضه ها دختر جوانی از اقا سید ابراهیم خواسته بود تا بانک زمین آن ها را به قیمت مناسبی خریداری کند.گویا دخترک در دو دانشگاه پذیرفته شده بود اما "به دلیل فقر " قادر به ادامه تحصیل نیست و فروش زمین به قیمتی عادلانه می تواند او را وارد دانشگاه نماید.
به گفته همکارمان میزان عریضه ها گاهی از میزان اسکناس هایی که به امامزاده اهدا می شود بیشتر است.
فقر در جایی که بارانش به وفور و زمین هایش بارور و امکان پرورش دام و تولیدات ناشی از آن مهیاست شاید در هر نقطه ی دیگری از دنیا دور از ذهن جلوه کند.اما در یکی از کم نظیر ترین پهنه های طبیعی دنیا(پهنه میان دریای کاسپین و رشته کوه های البرز) این حقیقت تلخ به واقعیت پیوسته است.